تبليغاتX
> کانون فرهنگی تربیتی شهید مفتح میمند فارس
مطالب علمی- فرهنگی - ادبی
..

 میلاد حضرت علی ع

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
 



 

 

 

 

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. در ميان آنان، بانوي بزرگواري هم مشغول طواف بود، ولي نه چنان ديگران به کار پرستش بت ها. او با روحي لب ريز از خضوع و چشماني گريان از خدا مي خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را بر همگان مبارک گرداند. در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوي ارجمند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آنجا، به ديدگان منتظر گيتي هديه داد. آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سي سال بعد از عام الفيل بود.

نسب علي (ع)

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل موثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

پدر علي (ع)

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: « تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.

مادر علي (ع)

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: « خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي ».

 کنيه علي (ع)

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله:

ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده­هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب « يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

القاب علي (ع)

در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا )، حيدر ( شير بيشه ايمان ) و  کاشِفُ الکَرب ( برطرف کننده غم ) اشاره کرد.

 

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

 معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 طبيب دردمندان

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

 مردي از تبار نور

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علي، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

 


ارسال توسط«علی نظام الملکی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 11:25  توسط انجمن نویسندگان | 

اي تبسم نور

*ما  هرآدينه برجامه سبز دعا مي نشينيم

ودعا مي كنيم تا جامعه موعود فرا رسد.

 

به تو اي تلاوت سرخ . بهتو اي تكلم سبز. به تو اي تمامي عشق

برتو اي تنفس صبح . برتو اي تبسم نور به تو اي ترنم عشق

به تو كه با آمدنت لحظه ها آبرو مي يابند. ثانيه ها عصمت مي جويند.

نسيم طراوت مي بخشد . آفتاب صراحت مي گيرد. آيينه صداقت مي آموزدو

وآب نجابت مي يابد.

وقتي توبيايي پرندگان نغمه هاي شادي سر مي دهند وچشمه ساران از شرر وشعف مي جوشند وزمين از شادماني مي شكفد.

وقتي تو بيايي دلهاي عاشقانت لبريز از ايمان مي شودوآسمان وزمينيان از عشق به توسرشار مي شوند.

تو بيا چرا كه با آمدنت عدالت در همه جا مي گستردوعدل وآرامش حقيقي معنا مي يابد ورفاه وآسايشي پديدار مي شود كه نظير آن درتصور نمي گنجد.

***

اي محبوب ازلي و اي معشوق آسماني:

ما هرآدينه بر جامه سبز دعا مي نشينيم ودعا مي كنيم تا جمعه موعود فرا رسد. بدان ما تو را دوست داريم وبه توعشق مي ورزيم بي آنكه ذره اي از آن بهشت موعود را بدانيم وفاصله ميان خود باحضورت رابشناسيم.ما منتظر فرجت مي مانيم و ازرحمت خداوند نااميد نمي شويم چرا كه مولاي متقيان علي (ع)فرموده:خوشايندترين عمل نزد خداوند انتظار فرج است.

 

مريم عرب انصاري

روزنامه كيهان – ص 10 -1/8/81 – شماره 17506 


نوشته شده:عظیمی-----ارسال:علی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 17:36  توسط انجمن نویسندگان | 

«عشق اينترنتي»

 

عشقها امروزه زير و بم شده                                                سوز و ساز عشق بيش و كم شده

عشق وبلاگي ، ايميلي ، ديسكتي                                             عشق امروزه شده اينترنتي

عشق چون بر پا شود روي گسل                                               مي تپد با لرزشي توي گسل 

عشق يعني چاك يخه روي ناف                                        عشق يعني قاف گفتن جاي كاف        

عشق يعني قرقري سوزن چراغ                                            عشق يعني دست جمعي توي باغ

عشق يعني گينجه مثقالي شدن                                            كلّه ها چون جيب ها خالي شدن

عشق يعني چتر بازي بار بار                                                 مي فرستد آنتن و ديسك و نوار

عشق يعني ديش و LMBجديد                                   هر شبي صدها كانال را گشت و ديد  

عشق يعني رقص و دانس ديشي                                            عربده از مايكل و داد از ابي

عشق يعني پاپ خواندن رپ شدن                                        پاي اينترنت نشستن شب شدن

عشق يعني غر غر معده ز ناف                                             پپش لب ها زير ابرو صاف صاف

عشق يعني با شكيلا در دوبي                                               عشق با كنسرت ليلا در دوبي

عشق ديروزي فراق و انتظار                                                عشق امروزي موبايلي در كنار

عشق گشته يك سر خط روي گوش                                 آنسرش ليلا و سوزان و گوگوش

عشقها ديگر مجازي گشته اند                                             عشقها هم بچه بازي گشته اند

عشق چون زنجير گردنها بدل                                              عشق يعني توله سگ زير بغل

عشق يعني يك صليب بي دليل                                           گردن اعظم شده دست جليل

عشق يعني اخرين داد   ابي                                                 عشق يعني رقص ودانس ديشبي

عشق يعني آخرين ديسك جديد                                        عشق شد نوشابه و الكل سفيد

عشق يعني قرصهاي جور جور                                    بنگ و جرس و اشك و ماري و بخور

عشق يعني يك نظام بي اساس                                      رفته انگشتر به چپ ساعت به راس 

عشق يعني تيپ و ظاهر بي بديل                                        چكه هاي روغن از سر بر سبيل

عشقها پاس زبان مادريست                                                هر كتايوني كتي پروين پري است

گشته ابراهيم ابي پترس پتي                                                با W نقطه ي اينترنتي

بس جوان گرديده ميداندار عشق                                        رونقي افتاده در بازار عشق

عشق و شوري كه اينچنين قلابي است                                 معجزات آنتن بشقابي است

عشق يعني وام از فرهنگ دور                                            عشق يعني باش امّا لال و كور

عشق يعني در سكون چون گنج باش                                  عشق يعني مهره شطرنج باش

عشق يعني در سكوتت شاه باش                                         با رخ و اسب و وزير همراه باش

 عشق يعني مرزها را پاك كن                                           پيش پاي عشق خود را خاك كن

عشق مسئوليتش گم كرده است                                        اينزمان قصد تهاجم كرده است

عشق مهمان نيست بل بيگانه است                                    در سرش سوداي صاحبخانه است

 دادن دل دست مردم عشق نيست                                      شير بي يال و سر و دم عشق نيست

عشق يعني همچو آرش باكمان                                       عشقهاي وارداتي پس بران

«عشق يعني استخواني با پلاك»                                        عشق امروزي سپرده زيرخاك

نوجونان مظهر عشقند و شور                                             ليك پاي عشق مي لنگد به زور

عشق يعني وارثان  آرشيم                                شمشهاي پر عيار بي غشيم

(عشقهايي كز پي رنگي بود )

(عشق نبود عاقبت ننگي بود )

20/9/83دلجویی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 8:55  توسط انجمن نویسندگان | 

                                                                                كليد

اي كه دستت ميرسد امروز قلبي شاد كن                  كلبة‌ ويرانة‌ غمديده‌اي آباد كن

با زبان خير راه چاره‌اي هموار كن                                قفل زندان بگسل و بيچاره‌اي ازاد كن

نام نيك و ذكر خيري بهر خود ره توشه كن       تا شنيدي صوت غم از جان و دل امداد كن

شو عصا بهر ز پا افتادگان روزگار                         شعله‌اي رخشنده با ش و ره ز چه فرياد كن

گر كه زنگارت غمي بر قلب شيريني نشست           رفع غم از قلب شيرين همچنان فرهاد كن

گر كه گمراهي بديدي كرده گم راه نجات                با عطوفت رهنمايش شو و را ارشاد كن

در سراي كلبة‌ تاريك هجران ديده‌اي                        پرتو خورشيد باش و نور خود بنياد كن

در پي آنكه لبي شيرين كني همچون شكر                  تيشه همت بگير و بيستون اباد   كن

گر كليد خلد خواهي من نشانت ميدهم                       خاطر غمديده‌اي را از سخاوت شاد كن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 8:37  توسط انجمن نویسندگان | 
بحثي كلي نگرانه درعلايم ظهور
ماكجاي جهان ايستاده ايم
انتظار خون هميشه جوشان تشيع است انتظار اين خصوصيت را دارد كه طي زمان وروند روان كهنه وفرسوده يا منسوخ نمي شود نشده است.بلكه هر زمان تازه تر از پيش گشته است وانتظار از اين منظر نگرشي كارآمد است.از همين روست كه تشيع همواره وطي زمانه به آينده وروند حوادث وواقعيات روز آمد بخوبي پاسخ گفته وبالنده تر وشكوفاتر از پيش مانده است.براي اين برآيندزماني (كه در مذاهب آسماني رنگ وبويي هزاره اي دارد:مثلا در آيين زرتشت از چند هزاره آخرزمان ... در سنت يهود ومسيحيت نيز از هزاره دوم تولد عيسي(ع) فرود آمدنش از آسمان حجت شده ... يا...)وسرآمدنش – يعني :مژده ظهور موعود (عج)- علايم و پيشگيري هايي ارائه ووعده هايي داده شده است:آنقدر كه اين علايم وجزئيات روايت شده در خصوص انتظار پيچيده وفراوان وهمه جانبه است ومي توان به راحتي اهميت انتظار را درچشم رسول وبزرگان دين وائمه معصوم دانست .
از افق امروز اگربه اين مقوله بنگريم وبابررسي جزيي وكلي نگرانه(هردو)وحتي بانگرشي تاريخي گر اين قضيه راواشكافي كنيم محصول ونتيجه پژوهيدنمان اين مي شود كه عمده علايم موسوم به"احتمالي" اتفاق افتاده وبه وقوع پيوسته است.آن دسته از علايم كه اشاره به رويدادهاو تحولات علمي – تاريخي- اجتماعي- صنعتي- سياسي و... دارندواحصاء كننده چنين جرياناتي اند به طرز محسوس وغير قابل انكاري رخ داده است وبه بياني ديگرآنهايي هم كه رخ نداده (مثل برآمدن همزمان خورشيد وماه يا...)به توصيه معصومان (ع)قابل ارجاع به وجود مقدسشان است وبس.بهرحال علامتي نيست كه نقطه عطفي باشد وموضوعيت مهمي راشامل شودو- تااين روزهاي ما- مااتفاق نيفتاده باشد.
2_ديگر اين كه جهان به طرز محسوس – همه جانبه وروشني به سوي ذهنيت موعود طلبي – موعود خواهي وكشف انتظار به پيش مي رود (اگر اخبار معطوف به اين موضوع را از نشريات صاحب نام جهاني پي بگيرد اولين نتيجه همين است !)
نكته شگرف اينجاست كه اين موعود خواهي مشترك واين ظهور وعده داده شده در اديان وآيين ها از"منظرزماني"به يك نقطه رسيده ودريك "آن"زمان واحد به هم در مي رسند.افقي ديگر از تصريحات معصومان (ع)به ظهور ودگرگوني حكومت هاي سياسي – حكومت گرداني ها وانسداد وانهدام شماري از آنها (بيان شده در روايات )نظر دارند كه در اين ميان حديث ظهور وكشته شدن حاكمي به نام "عبدالله"- به عنوان آخرين حلقه حكومتي (در عربستان) از آن ديگران جالب تر است. اگر چه مي توان به مضامين احاديثي مثل دوپاره شدن يمن حكومت گرداني درعراق (كودتاي حزب بعث)وغيره باذكرنام امراي آنها ازلسان مبارك معصوم (ع)نظر افكند كه درمحوربحث ما نيست وديگراني با حسن سليقه به اين كار مبادرت ورزيده اند. به بر روي در حديث ياد شده به "حكومت بني فلان"وحاكمي از آنه اشاره مي شودكه نامش اسم حيواني است‌‌‌‌ ‌‍(گويا يوزپلنگ!؟)وجانشين او كه عبدالله نام داردباكيفيتي كشته مي شودومتعاقب اين قتل سلسله حكومتي بني فلان در عربستان از هم مي پاشد وامر ظهور طي همان محقق مي شود. به بيان اما صادق(ع)هركس خبر مرگ عبدالله رابراي من بياوردبه او بشارت ظهور را خواهم داد ان شاءالله.
اين كه ما زياد به جزييات نپرداختيم ووقت اين مقاله اندك رانگرفتيم بيشتر به دليل ترغيب شما گراميان جهت كند وكاو در مسئله وبراي ايجاد پرسش در ذهن ونگرش شما بوده است تا دراين امر حياتي – كه بنظر مي آيد عالم مسيحيت ويهوديت بسيار ان را جدي گرفته ومترصدش هستند واز ما بيشترند- مشاركت تمام وتمامي داشته باشيد .
ماكجاي جهان انتظار ايستاده ايم ؟
انتظار كشف هر باره وتازه يقين است . نوشدن آني ودر عين حال مستمر دامنه دار وهميشه اي كه...
مگر نه اينكه موعود (عج)آخر الزمان ازماست؟وما از اوييم؟!
بايازده بهار گلي در تو وانشد با آن گل يگانه بهاران هميشگي است.
* علي مظاهري
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:21  توسط انجمن نویسندگان | 

مسابقات استاني انتخابي كشوري بانوان زير نظر تربيت بدني و هيئت كاراته استان فارس در تاريخ 7/5/84 با حضور تيمهاي كاراته بانوان شيراز با سه تيم-خرامه- خرمبيد-و تيم كاراته خواهران كانون فرهنگي تربيتي شهيد مفتح ميمند در مجموعه ورزشي قهرمانان شيراز برگزار گرديد.

در اين مسابقات كه تيم كاراته خواهران كانون ميمند در سبك كيو كوشين با حضور36نفر شركت نمودند . اين تيم با كسب 10 مدال طلا-13نقره-13برنز-به مقام اول استان راه يافت.

مسابقات كشوري با حضور تيمهاي سراسر كشوردر تاريخهاي 26و27مرداد ماه در تهران برگزار خواهد گرديد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 12:20  توسط انجمن نویسندگان | 

عشق اگر باشد كسي دل خسته نيست....

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 19:22  توسط انجمن نویسندگان | 
  
بوي گلهاي محمدي در ميمند فارس، اين ديار را حال و هواي ديگري بخشيده است و اين چشم انداز چشم نواز، هر سال هزاران مهمان مشتاق را از شهرهاي ديگر فارس و ديگرنقاط ايران به اين شهر فرامي خواند.
ميمند در استان فارس از ديرباز با گلها و طبيعت زيبا و خيره كننده اش مشهود است و گلاب معطر اين ديار در داخل و خارج از ايران مشتريان خاص خود را دارد. تنوع گلستانها، بويژه در ارديبهشت ماه، جاي جاي اين خطه ايران را مملو از مهمان مي كند. شكفتن گلهاي محمدي امسال در بيش از  ۵۲۰هكتار از گلزارهاي ميمند زودتر از موعد آغاز شد و گلاب گيران ناگزير پيش از موعد گلهاي محمدي را چيدند و در ديگها انداختند. انتظار مي رود كه گلاب گيران ميمند امسال، بطور ميانگين دو ميليون تن گلاب بگيرند.
بهروز منتهايي مدير مؤسسه گل سرخ ميمند ارزش هر كيلوگرم گل محمدي اين شهر را بين  ۲۵۰۰  ريال تا  ۳۰۰۰  ريال اعلام كرد و گفت: با توسعه كار و حمايت از دست اندركاران اين رشته مي توان فرصتهاي شغلي مناسبي براي دوستداران حرفه گلاب گيري فراهم كرد. در حال حاضر  ۵۰كارگاه سنتي و سه كارگاه صنعتي در ميمند گلاب مي گيرند و بيش از دو هزار نفر مستقيم و غيرمستقيم از اين راه نان مي خورند. از هر تن گلاب دركارگاههاي صنعتي، ۲۵۰گرم عطر خالص كشيده مي شود اما در كارگاههاي سنتي از دو تن گلاب حدود  ۱۰۰گرم عطر خالص گرفته مي شود كه مرغوب تر است. بازار عمده گلاب ميمند، كشورهاي حوزه خليج فارس است اما در شرايط كنوني هزينه هاي توليد و جاري به هيچ عنوان مقرون به صرفه نيست. افزايش هزينه توليد، بسته بندي و صادرات گلاب از عواملي است كه سودآوري صادرات آن را ضربه مي زند.
محمد لطافت از گلاب گيران ميمند در اين باره گفت: «مسؤولان استان در جهاد كشاورزي و تعاون بايد براي كشاورزي برنامه ريزي كنند و تسهيلاتي بدهند تا گلكاران بتوانند با اطمينان بيشتر گل بكارند و گلاب بگيرند. تسهيل درگمركات و صادرات عطر، دادن وامهاي كوتاه مدت و بلندمدت، استفاده از تسهيلات جهاد كشاورزي مثل تراكتور و سم و كود و نيز استفاده از وسايل بسته بندي و حمل و نقل، زيرنظر تعاوني هاي كشاورزي، مي تواند نقش مهمي در افزايش توليد گل و گلاب و ارزآوري صنعت گلاب گيري داشته باشد. »

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 18:40  توسط انجمن نویسندگان | 

ايرانايرانايرانايرانايرانايرانايران

تشكيلات دانش اموزي پيشتازان وفرزانگان علاوه بر برخورداري از اصول و مباني مشترك با ساير تشكيل ها ، داراي ويژگي خاص يعني تقويت تشكيلا تي مي باشد.

ويژگي يي كه نه تنها بر اساس رسالت تربيتي واهداف بلند مند رج در اساس نامه سازمان ، شكل مي گيرد،بلكه حقيقت وجوهره اين ويژگي و روحيه سازماني و تشكيلاتي دقيقا در راستاي ايجاد نظم ،انسجام ، اتحاد و وحدت رويه بين اعضا ميباشد.

بر طبق قول ، سوگند ، شعار ومنش هاي سازماني ، رفتارهاي جامعه پسند نظير همدلي، همفكري ،همياري، مشاركت وكمك به ديگران ، نوع دوستي و.... با افزايش سن در دوران تحصيل ، آشكار تر شده ودر مقابل از ميزان رفتارهاي غير مجاز نظير پرخاشگري و غيره .. به تدريج كاسته مي شود .

همان طور كه گفته شد انجام فعاليتهاي اجتماعي و گروهي اعضاي تشكيلات دانش آموزي پيشتازان و فرزانگان موجب تقويت ((حضور در جمع)) و ((ارتباط باجمع

ميشود و آنان را به سمت اجتماعي شدن هدايت ميكند.

ايرانايرانايرانايرانايرانايرانايران

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 18:25  توسط انجمن نویسندگان | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 18:37  توسط انجمن نویسندگان | 
 
امانت داری و اخلاق مداری استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع " کانون فرهنگی تربیتی شهید مفتح میمندفارس " مجاز می باشد.